ز خدا میخوام موانع رو از سر راهت برداره... آخه خر نمیتونه مثله اسب از روی موانع بپره... *میتونی تصور كنی با هم لب دریا نشستیم؟ میتونی تصورش رو بكنی كه با هم به یه سفر طولانی میریم از جنگل تا دریا.؟ میتونی تصور كنیكه تو یه شب بارونی شونه به شونه هم قدم بزنیم؟ همه اینا رو هم كهبتونی تصور كنی نمیتونی تصور كنی كه آشپزی با تك ماكارون چقدر راحته *امروز روز خوشتیپ ترین دوسته ، تو هم مثل من این اس ام اس رو واسه كسی بفرست كه مطمئنی هیچ كس این روز رو بهش تبریك نمی گه!ثواب داره *نگاهت چون عقاب .دلت چون دریا. دستانت چون اتش گرم.قدت چون سرو . صدایت چون اوازه پرنده..........خداییش هیچیت مثل ادم نیست اگه این اس ام اس و خوندی یعنی دوسم داری ....اگه پاك كنی عاشقمی......اگه جواب بدی دیوونمی....اگه جواب ندی یعنی من و میخوای.... حا لا چی كار می كنی؟ *اگر آسمون بیفته. اگر زمین بلرزه.اگر خورشید سیاه شه. اگر ماه به دونیم شه. اگر دریا صحرا شه. . . . . .. . بدبخت داره قیامت میشه. نشستی اس ام اس می خونی!!؟ *ازدواج مثل دستشویی می مونه .. اونایی كه تو هستن می خوان بیان بیرون .. اونایی كه بیرون هستن این پا اون پا می كنن برن تو *امروز پلیس در طرح مبارزه با بد حجابی خوشگلا را هم میگیره.اس ام اس زدم بگم نری بیرون. نمیگیرنت ضاییع میشی.
روزی یک راننده ی کامیون،داشت به شهری بار می برد.بین راه،گرسنه اش شد و در کنار یک رستوران بین راه،توقّف کرد.وارد رستورانشد و غذایی سفارش داد و شروع به خوردن کرد.سه موتور سوار،به قصد اذیّت کردن کسی،وارد همان رستوران شدند.آن ها به سمت میز راننده کامیون رفتند و کنار او نشستند.جوان اوّل،سیگارش را در لیوان نوشابهی راننده کامیون خاموش کرد.راننده کامیون سکوت کرد.جوان دوّم،شیشه ی نوشابه را روی سر راننده کامیون،خالی کرد.راننده کامیوندوباره سکوت کرد.او بلند شد تا برود و صورت حساب رستوران را پرداخت کند و در همین موقع،جوان سوّم،به راننده کامیون لگد زد و او محکم زمین خورد.او باز هم سکوتکرد.وقتی راننده کامیون از رستوران خارج شد،یکی از جوان ها به رستوران چی گفت:انسان بی خاصیّتی بود.نه غذا خوردن بلد بود و نه حرف زدن بلد بود و نه دعوا کردن.رستوران چی پاسخ داد:بله؛از همه بد تر رانندگی هم بلد نبود؛دنده عقب که می رفت،سه موتور زیبا را خرد کرد و رفت! ***************************************************************************************** گردش رفتن روزی مردی با دوستانش به گردش رفت.دوستانش می خواستند زیر درختی بروند و بنشینند امّا آن مرد نگذاشت و می گفت:باید وسط جادّه بنشینیم.دوستانش می گفتند:آن جا خطرناک است؛ممکن است ماشین به ما بزند امّا آن مرد دوستانش را به زور وسط جادّه نشاند.بعد از چند دقیقه،یک کامیون به آن ها نزدیک می شد.دوستانش می خواستند فرار کنند امّا باز هم نگذاشت.کامیون خیلی به آن ها نزدیک شده بود؛هر چه بوق می زد،آن ها کنار نمی رفتند تا این که کامیون برای این که آن ها را نکشد،به طرفی دیگر رفت و کامیون به همان درختی که می خواستند زیرش بنشینند خورد.مرد گفت:دیدید؟اگر ما آن جا بودیم الان همه مان مرده بودیم! ***************************************************************************************************** پیرزن و غول چراغ جادو روزی یک پیرزن فقیر،در زباله ها به دنبال چیزی برای خوردن می گشت.ناگهان چشمشبه یک چراغ قدیمی افتاد.روی آن دست کشید تا ببیند اگر ارزشی دارد،آنرا ببرد و بفروشد امّا ناگهان دود سفیدی از چراغ بیرون آمد. پیرزن از ترس،چراغ را پرت کرد و چند قدم به عقب رفت که ناگهان غولی از چراغ بیرون آمد.غول،بلافاصله تعظیم کرد و به پیرزن گفت:نترس؛من غول چراغ جادو هستم.مگر داستان هایی را که درباره ی من ساخته اند،نشنیده ای؟
هنگام درس دادن استاد سر کلاس : (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) (-.-) وقتی استاد خبر امتحان رو میده : (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) (o.O) موقع امتحان: (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) (←.←) (→.→) وقتی استاد موقع امتحان حواسش جمع میکنه واسه مچ گیری: (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) (↓.↓) وقتی که نمره ها رو میزنن : (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏) (͡๏̯͡๏)‬
روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود..او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامهنگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد: امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم!!!!! وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژیخود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هرتغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید
«داش رضا »از وضع ايران خند ه مي آيدمرا د ر خيابان يا بيابان خند ه مي آيد مرا! در كنار رانت خوار و آن پرادوي سفيد چونكه ديدم كهنه پيكان خند ه مي آيد مرا ! آن يكي چسبان ِ چسبان ،اين يكي خيلي گشاد ! ازتناقض هاي تنبان خند ه مي آيد مرا ! چونكه ديدم قبر خيلي گند ه و خيلي گران در كنار قبر ارزان خند ه مي آيد مرا ! چونكه ظاهر مي شود درمجلس ختم عمو كرد ه آرايش «خانم جان » خند ه مي آيدمرا ! خر همان خر هست مي دانم ولي در هر كجا چون عوض گرديد ه پالان خند ه مي آيدمرا ! مردم ابله گرفتار خرافاتند و بس ! از حماقت هاي ايشان خند ه مي آيد مرا! چون زن و شوهر شبيه گربه و سگ مي پرند هي به هم در پشت فرمان خند ه مي آيد مرا ! برج ساز شهر ما شد، آفتابه دزد شهر! از ترقي هاي انسان خند ه مي آيد مرا!! مي كند سير ِزنان را چونكه در ختم زنش «مش حسن » با چشم گريان خند ه مي آيد مرا ! مي زند همكار خوبم چونكه زيراب مرا غالبا با انگ و بهتان خنده مي آيد مرا! چونكه مي بافد سياست «مش حسين ِ كله پز » توي صف پيدا و پنهان خنده مي آيد مرا ! چاپلوسي گفت با من وقت بحث و گفتگو اي جناب از كاسه ليسان خند ه مي آيد مرا ! اي كه د ه تا صيغه داري هست چشمان تو باز درپي حوري و غلمان خند ه مي آيد مرا!! چونكه مجنون مي شود د ه روز بعداز ازدواج سير از ليلا ، پشيمان خند ه مي آيد مرا ! خورد سود ميو ه ها را چون جناب واسطه ! از تلاش و رنج دهقان خند ه مي آيد مرا! چون جوان فوق ليسانس و بدون آتيه مي شود رانند ه نيسان خند ه مي آيد مرا ! هست تفريحش اروپا مي زند هي لافزُهد چون فلان آقا و بهمان خند ه مي آيد مرا ! چون «بزرگ خاندان » شد «اكبر ِ قالپاق دزد » بعد مردن توي سمنان ،خند ه مي آيد مرا !! مي خورد مال يتيمان ، مي دهد خرج كلان در محرم «حاج رحمان » خند ه مي آيد مرا !! نيستم شاعر ،ندارم ادعايي توي طنز ليك از اوضاع پريشان خند ه مي آيد مرا!!
همه اطراف و ابناي وطن دزد ! تو دزد و بچه ات دزد است و من دزد ! نه تنها «حاج رحمان» كرد ه دزدي ! مهندس،دكتر و «حاجي حسن » دزد !! قطاري سوي بندر رفت و ديد م كه دارد مي رود چندين ترن دزد !! فشار آورد فقر لامروّت در آمد «نازنين » و « يا سمن »دزد ! نه تنها «بچه دزد »اينجا فروان شد ه ،باشد «طلا» و «پيرزن » دزد !به من مي گفت :من قانونگذارم ! بدان كه هست آن قانون شكن دزد !! پراز انديشه ي دزد ي به حج رفت نشد آد م به وقت آمدن ، دزد !! ربود ه دختري را پس پريشب ! ميان كوچه «پيكان لگن دزد »!! نمي دانم شمارا از كجاها ؟!!! مرا سرويس كرد ه از دهن ، دزد !! روايت گشته :«در يك روستايي تجاوز كرد ه بر مرد ه،«كفن دزد »!! علاوه بر قسم ها و دروغش بداند صدهزاران فوت و فن دزد !! كسي كه گفته :«دزدي هست مذ موم »! بدان كه هست ايشان غالبن ! دزد !! دهانش مي شود سرويس اينجا بيايد روزي از شهر پكن ،دزد !! ربود ه شعر ما و دوستان را نهاده توي وبلاگش «سخن دزد »!!
هفته نیروی انتظامی گرامی باد.
یه روز مادر شنل قرمزی رو به دخترش کرد و گفت : عزیزم چند روزه مادر بزرگت مبایلشو جواب نمیده . هرچی اسمس هم براش میزنم باز جواب نمیده . آنلاین هم نشده چند روزه . نگرانشم . چندتا پیتزا بخر با یه اکانت ماهانه براش ببر . ببین حالش چطوره . شنل قرمزی گفت : مامی امروز نمیتونم . قراره با پسر شجاع و دوست دخترش خانوم کوچولو و خرس مهربون بریم دیزین اسکی . مادرش گفت : یا با زبون خوش میری . یا میدمت دست داداشت گوریل انگوری لهت کنه. شنل قرمزی گفت : حیف که بهشت زیر پاتونه . باشه میرم . فقط خواستین برین بهشت کفش پاشنه بلند نپوشین . مادرش گفت : زود برگرد . قراره خانواده دکتر ارنست بیان. می خوان ازت خاستگاری کنن واسه پسرشون. شنل قرمزی گفت : من که گفتم از این پسر لوس دکتر خوشم نمیاد . یا رابین هود یا هیچ کس . فقط اون و می خوام. شنل قرمزی با پژوی ۲۰۶ آلبالوئی که تازه خریده از خونه خارج میشه . بین راه حنا دختری در مزرعه رو میبینه . شنل قرمزی: حنا کجا میری ؟؟؟ حنا : وقت آرایشگاه دارم . امشب یوگی و دوستان پارتی دعوتم کردن . شنل قرمزی: ای نا کس حالا تنها میپری دیگه !! حنا : تو پارتی قبلی که بچه های مدرسه آلپ گرفته بودن امل بازی در آوردی . بهت گفتن شب بمون گفتی مامانم نگران میشه . بچه ها شاکی شدن دعوتت نکردن . شنل قرمزی: حتما اون دختره ایکبری سیندرلا هم هست ؟؟؟ حنا : آره با لوک خوشانس میان ...
لقمان را گفتند پارک دوبل از که آموختی ؟؟؟ گفت از بانوان .................................................................................... اون دخترایی که وقتی یه روز نمیبینیشون اعصاب واست نمیمونه ! اون دخترایی که شب پشت تلفن دوتایی خوابتون میبره! اون دخترایی که باهاشون میری شمال و دیگه دلت نمیخواد برگردی! اونایی که بهت زنگ میزنن قـــــــــــــند تو دلت آب میشه! همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت اس ام اس میدن دوست دارم ! اونایی که قربون صدقه می رن دلت ضعف میره ! همونایی که وقتی از دور می بیننت قند تو دلشون آب می شه و یه لبخند میاد گوشه لبشون ! این دخترا اصلا به دنیا نیومدن تا حالا D; هیچ گونه ای از این آدما مشاهده نشده که بخواد منقرض هم شده باشه گفتم که در جریان باشید داداشای گلم : ................................................................................................. خبر دست اول :خانم ها توانستند..... ... . ... .. فرق بین پدال گاز و ترمز را کشف کرده و به وجود دنده ی دو در چند ماشین پی ببرند
- یعنی اینقدی که پسرا به موهاشون میرسن، اگه به یه بوته شلغم رسیده بودنالان هلو می داد! ************************ - ببین خانوم، تو روزنامه نوشته که مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزاز کلمه برای صحبت کردن استفاده می کنند ولی زن هااز سی هزار کلمه. دیدی ثابت شد. شما زن ها بیشتر حرف می زنین تا ما مردها؟ زن: هیچ هم همچین چیزی نیست. فوقش ثابت شده که ما هر حرف رو باید دو بار بزنیم تا توی مخ شماها فرو بره! ************************ - فرق باطری با مرد چیست؟ باطری اقلا یک قطب مثبت داره ولی مرد هیچ چیز مثبتی نداره! ************************ - به خدا میگن چرا اول مرد را آفریدی بعد زن را؟ گفت: شما هم اگه بخواهید چیز قشنگیبنویسید اول چکنویس می کنید بعد پاکنویس! ************************ - مردان از دو نوع خارج نیستند؛ یا روی سرشان خالیست، یا توی سرشان! ************************ - اونا دخترای قدیم بودن که از سوسک می ترسیدن، الان همچین سوسکت می کنن که خودتم نمی فهمی! ************************ - این آقایون محترم همچین میگن دخترای امروزی آشپزی بلد نیستن، خونه داری بلد نیستن که یکی ندونه انگار خودشون مثل مردای قدیم میرن از صبح کار میکنن تا بوق سگ!! بابا شماها رو که باید با بیل ساعت 12 از زیر پتو بیرون آورد! ************************ - مردها مثل آگهی بازرگانی هستند حتی یککلمه از چیزهایی را که می گویند نمی توان باور کرد. ************************ - می دونی سریع ترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه! ************************ - چرخه زندگی مردها ... در بچگی، مامان ذلیل؛ جوونی، دوست ذلیل؛ میانسالی، زن ذلیل؛ پیری، فرزند ذلیل، بعد از مرگ، ذلیل مرده... ************************ - پدر: ... غلط می کنی دختر! واسا بری خونه شوهر بعد هر غلطی دلت خواست بکن! شوهر: ...غلط می کنی زن! فک کردی اینجا خونه باباته هر غلطی دلت خواست بکنی؟
تاريخچه تقلب از جايي شروع مي شود كه " حسن كچل " براي نخستين بار به مكتب رفت . از بد ماجرا ، همان روز امتحان ماهيانه كودكان مكتب بود ؛ ليك حسن كچل از روي تنبلي چشمان چپش را بر روي ورقه ي همزاد انداخت تا نكته اي بس ارزشمند از ورقه ي فوق الذكر دشت كند . اين بود كه اولين تقلب تاريخ بشري رقم زده شد . البته اين تقلب با روش هاي بسيارابتدايي بشري رقم زده شد. البته اين تقلب باروش هاي بسيار ابتدايي (در مقابل ترفند هاي كنوني ) صورت گرفت . بدين ترتيب كه حسن با كلي زور زدن خود را به بالاي ورقه ي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را كش رفت . از آن به بعد تقلب دوران طلايي خود را آغاز كرد . روش هاي نوشتاري 1. نوشتن روي كف پا ، پس كله ، پشت گوش و ... 2. نوشتن روي ديوار ، روي ميز ، پشت نيمكت ، زير نيمكت ، پشت لباس يا مانتوي دانش آموز جلويي ، ... 3. نوشتن به روي دستمال كاغذي ، پاكت نامه ، ... 4. نوشتن و لوله كردن تقلب و جاسازي آن درحفره هاي مختلفي از جمله بيني ، دهن ، گوش ، فك پايين ، دريچه آئورت ، ... روش هاي باكلاس 1. استفاده از ماشين حساب مهندسي 2. استفاده از موبايل 3. استفاده از آيينه ، موچين ، لوازم آرايشي ، فيلم ، عكس ، ... روش هاي بي كلاس 1. شيره ماليدن بر سر يكي از بچه درس خون ها 2. خم كردن سر به روي ورقه ي طرف به صورت تابلو توجه : اگه در اين امر تبحر كافي نداريد ، اصلاً سمت اين كار نريد ؛ كه عواقبي جز‌ء ضايع شدن و اخراج و تابلو شدن ندارد .
- با توجه به این که هنوز ابعاد این مساله برای برخی در هاله ای از ابهام بوده و خودشان بی خبرند که این مساله چه تاثیری در زندگی‌شان داشته، آزمونی به شرح زیر برگزار می شود. باشگاه جوانی برنا/ نظر به این که این روزها قیمت سکه روز به روز در حال افزایشاست و انگار ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست همه داده اند تا این عنصر گرانقیمت روز به روز گرانقیمت‌تر شود و با توجه به این که هنوز ابعاد این مساله برایبرخی در هاله ای از ابهام بوده و خودشان بی خبرند که این مساله چه تاثیری در زندگی شانداشته و خواهد داشت؛ آزمونی به شرح زیر برگزار می شود! چه کسانی بیشترین ضرر را از افزایش قیمتسکه متحمل خواهند شد؟ الف) خانواده عروس ب) خانواده داماد ج) خود عروس و داماد د) سایر اقوام، دوستان و آشنایان چه چیزی را می توان به جای سکه سر عقدکادو داد؟ الف) نصف جهیزیه عروس ب) 100 لیتر بنزین سوپر ج) یک سفر به دور دنیا د) کل خرج عروسی با افزایش قیمت سکه، تکلیف مهریه‌هایاقساطی چه می شود؟ الف) اقساطی تر می شوند ب) همسر سوم، مهریه اش را می بخشد ج) داماد خودش را تسلیم می کند د) همسر اول از خوشحالی، سکته می کند بهترین راه پس انداز چیست؟ الف) صبح زود در صف بانک کارگشایی بنشینیم تا سکه دولتی بگیریم و گرانتر بفروشیم ب) تا جایی که می توانیم سکه بخریم و آن قدر نفروشیم که خیلی گران تر شود ج) هر چه طلا داریم بفروشیم و سکه بخریم د) فقط سکه بخریم برای کاهش قیمت سکه چه باید کرد؟ الف) سکه از خارج وارد شود ب) سکه های کوچک تر ضرب شود ج) دادن سکه سر عقد ممنوع شود د) گزینه ج صحیح است، شک نکنید یک بشکه نفت معادل چند قطعه سکه است؟ الف) یک سکه ب) نیم سکه ج) ربع سکه د) سوال انحرافی است چه کسی یا کسانی مسبب اصلی افزایش قیمت سکه است؟ الف) همسر اول ب) مافیا ج) پسر عمه سکه زا د) اسکروج چه کسی برای اولین بار روند افزایش قیمتسکه را کشف کرد؟ الف) اولین عروس و دامادی که سکه های خود را فروختند و پولدار شدند ب) دامادی که اولین قسط مهریه اش را پرداخت ج) پدر زنی که از مهریه پنج هزار سکه ای کوتاه نیامد د) زن همسایه بدیهی است پاسخ ها نمره منفی داشته و در صورت داشتن بیش از پنج نمره منفی، فردآزمون دهنده به پرداخت یک عدد سکه تمام بهار آزادی محکوم می شود باشد که عبرت سایرین شود.
یادش بخیر ما که بچه بودیم ، یه دستمال کهنه ای ، لنگ ماشینی چیزی پیدا میکردن میذاشتن لای پامون بقچه میکردن تا یه هفته بعد بازش کنن الان پوشک زدن واسه بچه با خروجی هوا از هردو طرف ، 8 لایه محافظ ، ویتامینه ، همراه با عصاره مالت ، 12 ایربگ ،گیربکس اتوماتیک ,لامپ های زنون, کروز کنترل ، سنسور عقب ، تهویه مطبوع ، سیستم سرمایشی و گرمایشی هوشمند ، باال سی دی و خلاصه فول آپشن دیگه ! از ال سی دی هم توشو نشون میده دیگه لازم نیست را به را بازش کنن ..
امروز به مدت سه ساعت سفت بغلش کردم.آخه چهار ما بود باهاش نبودم.انقدر دل من تنگش بود که نگو.قراره تا بهار یه سره بمونه. واقعا عاشق پتومم.حال میده واسه خواب. والاه.
وقتی یه دست گل کوچیک تو خیابون نزدن! تا حالا با توپ دولایه که لایش گشاد باشه بازی کردن ببینن از راگبی سخت تره ؟ تا حالا از این توپ دولایه سفتا خورده تو رونشون حس کنن قطع شده پاشون ؟ تا حالا توپشون رو شوتیدن زیر ماشین گیر کنه بگه فیسسسس بعد همه بچه ها فحششون بدن ؟ تا حالا توپشون افتاده تو جوب آب ببره دو پابرن تو جوب بیارنش ؟ تا حالا توپشون افتاده خونه همسایه تک بیارن کی بره زنگ بزنه ؟ تا حالا توپ دو لایه پیدا کردن از خوشحالی تاخونه روپایی بزنن ؟ تا حالا شده تو راه بقالی واسه خرید توپ پلاستیکی قرمز و سفید پول رو گم کنن اونوقت همونجا بشینن گریه کنن ؟ میدونن لیگ محله از بوندس لیگا مهمتره ؟ میدونن یعنی چی ساعتها پشت تیردروازه بزرگترا وایسادن تا بازیشون بدن یعنی چی ؟ میدونی دعوت بچه های محله بغلی واسه یه سه گله کم از یک لشگر کشی ناموسی نداشت ؟ دریبل تو گل می دونن چیه ؟ سانتر از جناحین تو یه کوچه ۶ متری دیدن ؟ اصلاً میدونن آقای اسماعیل آبادی چطوری توپجر میداد ؟ شوت یه ضرب میدونن چیه ؟ دور نزدیک می فهمن کنایه از کدام ضربه بوده ؟ یه تیکه تو گل می دونن کی جایگزین پنالتی میشه ؟ یه پا ثابت موقع پنالتی میدونن اشارت به کدام پا داره ؟ تا حالا ژست دو پا ثابت موقع پنالتی گرفتن ؟ تا حالا موقع حمله به سمت دروازه با صدای بلند آهنگ فوتبالیستها خوندن ؟ میدونن داشتن تور دروازه برای گل کوچیک یهآپشن حساب میشد و مخصوص مایه دارا بود ؟ اوووه بخوام بنویسم یه کتاب میشه اندر احوالات گل کوچیک … آخه چی میفهمن اینا
معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یاثروت را بخواند, پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالیکه دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم...
معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را با موضوع علم بهتر است یاثروت را بخواند, پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام معلم با خط کش چوبی پسرک را تنبیه کرد و او را پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالیکه دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: آری ثروت بهتر است چون اگر داشتم دفتری میخریدم و انشایم را می نوشتم...
ترکه از جلوی ساندویچی رد میشه ، میبینه نوشته هات داگ میره یکی میخره ، بعد لاشو باز میکنه ، میگه : اه ، عجب بدشانسی ، ببین کجای سگ به ما افتاده ترکه ماشینش پنچر میشه ، میره از لوله اگزوزفوت می کنه لره رد میشده میگه : خره ، تا صبحم که فوت کنی لاستیک باد نمیشه ، چون شیشه های ماشینت پائینه ! قزوینیه می میره ، روحش به سمت سوراخ لایه اوزون پرواز می کنه ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه، بهش میگن: چه احساسی داری؟ میگه:احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت یارو میره طواف کعبه، جو می گیرتش میزنه تو سرش و داد می زنه " وای خدا کشته شد" دوست غضنفر بهش میگه سی دی که بهم دادی خش داره؟ میگه: آخه آهنگای قشنگش روعلامت زدم غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا مشكل زبان نداشتی؟ میگه: من نه ،ولی ژاپنی ها چرا به ترکه میگن یه موجود نام ببر میگه : آب جوش میگن آب جوش که موجود نیست میگه والا من از تبریز که میومدم تو جاده نوشته بود آب جوش موجود است از ترکه می پرسن چه جوری بستنی کیم می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون، سیخشو می کشم بیرون می خواستن ترکه رو اعدام کنن، ازش می پرسن: آخرین حرفت رو بزن. می گه: لعنت بر پدر و مادر اون کسی که بزنه زیر چهار پایه! زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یکنفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه
به غضنفر ميگن : سگتون بچه ي ما را گازگرفته . ميگه : اولا سگ ما گاز نميگيره . دوما سگ ما هميشه بسته است . سوما ما سگ نداريم ! · ترکه میاد تهران ویه تاکسی میخره که مسافر کشی کنه؛خانمی ازش میپرسه:آقا ببخشید کریم خان میرید؟ترکه میگه:آره خباگه نمیرید که میترکید · ترکه ميخواسته از روحانيت و ورزش يکجا دفاع کنه عمامه درست ميکنه با مارک آديداس · به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بسازد ‌ميگه : من ۳ تا دختر دارم يكي از يكي لوستر · یک ترکی ازترکای ترکیه بنام ترکان روی ترک موتور یک تریاکی، با ترکه میزنه به ترکه و توی تراکم ترافیک می خورن به تیرک وکله ترکه ترک می خوره وموتورش می ترکه ومتروکه می شه.ناچار توی تاریکی اونو ترک می کنه و می ره کنار رود اترک تارک دنیا می شه! · از ترکه می پرسند: می دونی چرا غواص ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه به جلو بپرن می افتن تو قایق! · ترکه با خدا قهر می کنه، صبح که از خونش میاد بیرون میگه: به امید بعضی ها ‎ ! · تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه · تركه شش قلو بچه دار ميشه ، هر كدوم از بچه‌ها يه رنگ بودند، بعد از كلي تحقيق مي‌فهمند به جاي قرص جلوگيري از اسمارتيز استفاده مي‌كرده · ترکه ادعای پیغمبری میکنه , میگن خب کتابت کو ؟ میگه حالا فعلاً جزوه بنویسین · ترکه می ره تماشای رقص باله از اول تاآخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چهطور بود؟ میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفتن! · ترکه قاشق قاشق ماست می ریخته تو رودخونه بعد یه لره می یاد می گه چی کار می کنی؟ترکه می گه دارم دوغ درستمی کنم!لره بهش می گه همینه که می گن خرین دیگه،آخه این همه دوغ رو کی می خواد بخوره؟ · میگن زن ذلیل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه · تركه رو برق می گیره مامانش می گه ننهجون ولش نکن همین بود که باباتو کشت · به ترکه مي گن فرق کچل با هواپيما مي دوني چيه؟ميگه بابا ما ترکيم خر که نيستيم کچل که اصلا فرق نداره هواپيما هم نکته انحرافي بود · پنج تا داداش پولاشونو رو هم میذارند تاکسی می خرند بعد از چند وقت ورشکست می شند اگه گفتی چرا ؟ اخه پنج تایی با هم می رفتن مسافرکشی
ترکه تو اردبیل میمیره اعلامیه اش رو میزننبه دیوار … تو انتخابات رای میاره · ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران صاز چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترك بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار · تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است… ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي قسم ميخوري · ترکه تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که ‏نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي · انجير رو به ترکه نشون مي دن ، مي گناين چيه ؟ مي گه آلو بوده چلوندن ، تو زعفرون خوابوندن ، بهش کنجد مالوندن ، يه چوب بهش چپوندن ، تازه شده گلابي · از ترکه ميپرسن, نظرت راجع به نوشابه چيه؟ ميگه: نوشابه آب داره, گاز داره, يه خط تلفن هم بزنن دیگه عالي ميشه. · ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دورتند مي زارن مي خوره به ديوار · از ترکه می پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم… دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي… · از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چونهر وقت هر کی باد می ده، مي اندازه گردنمن! · ترکه یه آینه رو زمین پیدا می كنه. برشمی داره، عكسش می افته توش، میگه: ببخشید نمی دونستم مال شماست · از غضنفر مي پرسن كه براي بستن يك لامپ به چند نفر احتياج داري؟ مي گه ۳ نفر. مي گن چرا ۳ نفر ؟ ميگه: يه نفر ميرهبالا نردبون لامپ رو بگيره .. دو نفر هم از پايين، نردبون رو بچرخوونند · پسر تركه تو پارك با يه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همين كه داشتن حرف ميزدن يهو دختره ميگه : واي بابام از دور داره مياد تركه : بابات تا حالا منو ديده ؟ دختره : نه تركه: اينكه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم · پليس به تركه: اينجا ماهي‌گيري قدغنه!!! تركه: ولي اينجا تابلو نزدين!!! پليس: نزديم كه نزديم، زود باش از بالاي اون آكواريوم بيا پايين · ترکه روي ريل راه اهن ميخوابه بهش ميگنچرا اينجا خوابيدي ؟ ميگه ميخواهم خود كشي كنم. ميگن بس ان نان بربري چيه دستت؟ ميگه بر فرض قطار نيامد من اينجا از گشنگي بميرم. ·
۱- نگاه اولت برمن اثر كرد، نگاه دومت ديوانه ام كرد ، نگاه سومت عاشق ترم كرد ، اَه گندشو در آوردي نگاه آخرت ديگه هيز بازيبود ۲- تركه زنگ ميزنه به موبايل دوستش اپراتو ميگه : مشترك مورد نظر در دسترس نمي ابشد تركه ميگه حالا اونو ولش كن خودت چطوري ؟ ۳- شعار تركها در باره با كاريكاتور روزنامه ايران : واي به روزي كه بفهميم چي شد. ۴- تركه ميره توي يه مراسم ميشينه و شروعبه خوردن ميكنه . يه نفربهش ميگه آقا شما از بستگان كي هستين. تركه ميگه من از بستگانعروس هستم . يارو ميگه : آخه هالو اينجا جشن تولده. ۵-به تركه ميگن بزرگترين ريسك زندگيت چي بوده؟ ميگه : يه بار اسهال داشتم باد ول دادم. ۶- رشتيه ميره خونه ميگه :احمد آقا پشت دراصغر آقا تو كمد اكبر آقا زير تخت ، ساك ساك . ۷- به تركه ميگن اگه سردت بشه چيكار ميكني ؟ ميگه : ميرم طرف بخاري . ميگن اگه خيلي سردت بشه چي ؟ ميگه ميرم نزديكتر به بخاري .ميگن خوب اگه خيلي خيلي سردت بشه چي ؟ ميگه بخاري ميگيرم بغلم . ميگن اگه از سرما داشتي ميمردي چيكار ميكني . ميگه : اون وقت بخاري روروشن ميكنم . ۸- بچه تركه ميگه بابا چرا به ما ميگن خر ، باباش ميگه : نميدوني ؟ ميگه :نه . تركهميگه :خوب برو يه قابلمه با يه چوب بيار . بچه ميره مياره. تركه با چوب ميزنه رو قابلمه ، يه دفعه بچه تركه ميگه : إه با با دارن در ميزنن. تركه ميگه حالا فهميدي چرا به ما ميگن خر . پسره ميگه نه .تركه ميگه خوب پس حالا اين چوب رو بگير تا من برمدر رو وا كنم. ۹- تركه ادعاي پيغمبري ميكنه . ميگن كتابت چيه . ميگه كتاب ندارم دفترهاتون رو در بيارين جزوه ميگم. ۱۰- تركه به خدا ميگه خدايا كي از من توي اين دنيا خرتر ؟ خدا ميگه برو توي صحرا شناكن ، اون جا مي فهمي . تركه ميره و توي صحرا شنا ميكنه همين جور كه داشته توي شن و ماسه صحرا شنا ميكرده ،ميبينه ۴ تا لر سوار قايق موتوري دارن مي آن و بهش ميگن بيا بالا اين جا كوسه داره .( نتيجه : لرها اگه ليسانس بگيرن تازه ميشن ترك ).
تو ماشین نشستم دارم میرم سمت اصفهان!! راننده یه سی دی گلچین از حبیب و هایده و داریوش تا ارش و لینکین پارک و مایکل گذاشته ... !! حبیب شروع کرد به خوندن ... سرعت 70 کیلومتر !!! رفت رو ارش ... سرعت 125 کیلومتر!!! هایده خدا بیامرز شروع شد ... سرعت45 کیلومتر!!! لینکین پارک که شروع شد یهو یه بکس وباد کرد ، نزدیک بود برم تو شیشه!!! سرعت 140 کیلومتر داریوش که شروع شد ... دیدم راننده ماشین رو کنار جاده نگه داشت!! یه سیگار روشن کرد شروع کرد کشیدن و رفت تو فکر.! بهش گفتم اقا اتفاقی افتاده؟ گفت : صدا رو داری جون داداش!! داریوش حیف شد به خدا..! منم نمیدونستم چی بگم!! اهنگ تمام شد!! الان مایکل داره پخش میشه !! سرعت 240 کیلومتر... پلیس نامحسوس دنبالمونه!!! هلکوپتر هم از بالا گردو خاک میکنه!! دوستم تماس گرفته میگه : شبکه 3 دارن پخش زندهنشونمون میدن!! خدا خودش به خیر بگذرونه!! فقط امیدوارم اهنگ بعدی مدرن تاکینگ نباشه!!
روزی مریدی از شیخ پرسید یا شیخ تفاوت مگس و پلنگ در چیست؟ شیخ از این تضاد همی جفت کردندی و دست بر گریبان و محاسن و خشتک کشید و بعد از دمی گفت: مگس را وقتی میرینی،میبینی و پلنگ را وقتی میبینی میرینی! مریدان که این شیوایی کلام را دیدند،ریدند و بهرشته کوه های آلپ فرار کردندی
بابام: بده موبایلتو ببینم !!! من: بابا یه لحظه وایسا رمزشو بزنم! Delete SMS Delete Video Delete picture Delete music Delete private Delete number FORMAT MeMoRy CARD من: بیا بابا من چیزی ندارم که ازتون مخفی کنم! بابام: نه میدونم، من فقط میخواستم ساعتو ببینم! من: |: بابام: :))))))))) =))))))
یه روز خرگوشه میره داروخونه میگه آقا آب هویج دارید؟ یارو میگه نه نداریم. خرگوشه میگه شاشیدم تو این داروخونه كه آب هویج نداره! میشاشه میره. فردا میاد میگه آب هویج دارین؟ یارو میگه آره داریم. خرگوشه میگه شاشیدم تو این دارو خونه كه آب هویج میفروشه! میشاشه میره فردا میاد ... یارو میگه هم داریم هم نداریم. خرگوشه میگه شاشیدم تو این داروخونه كه خودشم نمیدونه چی داره چی نداره! دوباره میشاشه میره.فردا میاد میگه: آقا آب هویج ندارین؟ یارو میگه تو چیكار داري شاشتو بكن برو! .....
یه پیرمرده میره واسه آزمایش؛ دکتر یه قوطی بهش میده میگه فردا نمونه اسپرمتو واسم بیار. فردا پیرمرده میاد اما قوطی خالی خالی بود. دکتر دلیلشو میپرسه، پیرمرده میگه: آقای دکتر شب تو خونه با دست چپم سعی کردم نشد، با دست راست امتحان کردم بازم نشد. زنم اومد با دست چپش سعی کرد نشد، با دست راستشم نشد، حتی با دهن امتحان کردنشد. اخر از زن همسایه کمک خواستیم اما بازم نشد. دکتره کف میکنه میگه: از زن همسایه کمک خواستی؟ پیرمرده میگه اره آقای دکتر، حتی آب جوشم روش ریختم اما در این قوطی لعنتی باز نشد.
خوش باشيد و بخنديد خوش آمديد!
یکی از دوستام تعریف می کرد : با اتوبوس ازیه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء ۵-۶ ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم جوگیر شدم ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم! بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن. خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم. یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته. رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی. خلاصه حل شد. یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد. دوباره رفتم…سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ
آخرین مطالب سایت
صفحات سایت
تعداد صفحات : 4
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
اطلاعات کاربری
خوش آمديد ميهمان
عضو شويد

نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع
نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
مطالب پربازدید
امار و اطلاعات
کل مطالب : 120
کل نظرات : 10
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 0
بازدید امروز : 1
باردید دیروز : 0
گوگل امروز : 0
گوگل دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 1
بازدید سال : 345
بازدید کلی : 8626
کاربران انلاین :
کدهای اختصاصی

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 5
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 8626
تعداد مطالب : 120
تعداد نظرات : 10
تعداد آنلاین : 1



HaPpiNeSs

کد حرکت متن دنبال موس تماس با ما

X بستن تبلیغات
X بستن تبلیغات
تبادل لینک هوشمند

              سلام...........

اگه میخوای رنکت بالا بره... یه لحظه صبر نکن...

 فوری آدرس وب منو پیوند وب خودت کن و بیا اینجا آدرس وبتو وارد کن.......

 به همین راحتی........

 امتحانش ضرر نداره ها!!! برا خودت میگم.....






خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تمامی حقوق برای GlaDneSs محفوظ می باشد و کپی برداری حرام است و پیگرد قانونی دارد.
طراحی و کدنویسی : داریوش فرهنگ انتشار : سیب گراف